آینه ذهن
ما هنوز همدیگه رو داریم

ما هنوز همدیگه رو داریم

اگه جوون‌تر بودیم، می‌اومدم و از چنگ اژدها نجاتت می‌دادم. اگه جوون‌تر بودیم، پرواز می‌کردم و از پنجره وارد می‌شدم. اگه جوون‌تر بودیم، تو من رو تو کمند قایم می‌کردی و زندانی بازی می‌کردیم. اگه جوون‌تر بودیم، من بیشتر عاشقت می‌بودم؛ چون ما یه زمانی واقعا جوون‎تر بودیم، اما نمی‌دونستیم چه چیزهایی داریم.

نمی‌دونستیم از همه این آزادی‌ها از همه این روزهای خوب چطور لذت ببریم. شاید دورانی که باید جوون‌تر بودیم، موهامون سفید شد چون همدیگه رو نداشتیم. چون فکر می‌کردیم غرور چیزیه که هر آدمی خیلی بهش نیاز داره در صورتی که به چیزهای بیشتری نیاز داشتیم؛ مثلا به همدیگه.

اگر تمام این سال‌ها، فقط می‌دونستیم که یک نفر منظرمونه، شاید بیشتر جوون می‌موندیم و می‌تونستیم هواپیما بشیم و از اون بالا، به شهر رویاهامون نگاه کنیم و بگیم:

ما هنوز همدیگه رو داریم 🙂

نویسندگان: بلکا طاهرخانی، رضوان منصوری والا، هدیه موسوی راد

2 thoughts on “ما هنوز همدیگه رو داریم

    • Author gravatar

      خبب
      نمی‌دونم از کجا باید افتخار کردن بهت رو باید از کجا شروع کنم.
      از اینکه اسمت رو توی گوگل سرچ کردم و یک صفحه کامل مال تو بود؟
      از اونجایی که هر روز به این افتخار میکنم که توی زندگیم نقش مهمی داری؟
      یا شاید هم از اونجایی که آهنگ‌های قشنگ برامون مینویسی؟
      نمیدونم.. خیلی چیزای دیگه هستن که اگه بخوام بگم اونقدی زیاد میشن که کامنتم از پست اصلی بیشتر میشه
      در هر صورت امروز روز ماست و حتی توی سخت‌ترین شرایط هم روز ماست و خیلی به خودم افتخار می‌کنم که دوستایی مثل تو و هدیه دارم شما واقعا فرشته‌های زندگی من هستید.❤️

      • Author gravatar

        همیشه همه چیز اونجوری که پیش بینی می کنیم پیش نمیره. مثلا کی فکرش رو می کرد که یه روز خودمون یه گلدن تریو بشیم؟

پاسخ دادن به بلکا لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.